اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )
19
سفرنامه اوليويه ( فارسى )
مبالغ گزاف [ صرف ] مىكنند تا همواره نزاع و چيزى كه بر خيالات آنها ممّد و نافع است ، مستمر و پردوام باشد . آنان « مانسى » « 20 » را به ايران فرستادند از براى تحصيل بندرى از بنادر درياى فارس ، و شنيده شد كه اين مأمور مبلغى معتديه « 21 » به مملكت گرجستان حمل نموده است كه هيچ منفعل نشده بود ، در هنگامى كه مىگفته است : « تمامى اينها از براى ما مفت تمام مىشود ، زيرا [ چيزى ] نيستند مگر از اموال مسلوبهاى « 22 » از پيتو « 23 » . توضيحات مترجم مترجم گويد « آرشيپل » كه در قسمت درياى سفيد « 24 » است ، از جهت مغرب متصل به قبرس و از جانب شرق به آناتولى اتصال دارد ، در بغازداردانل با درياى مرمره بهم مىپيوندد . در اين دريا جزاير بسيارست كه تفصيل آنها محوّل به كسب جغرافياست . « كرت » جزيره بزرگى است از جزاير بحر سفيد كه اكنون « كانرى » « 25 » نامند . در عرض سى و پنج درجهء شمالى ، در روبروى [ بحرالجزاير ] موسوم به « اژه » واقع است . « مزوپتامى » « 26 » به معنى بين النهرين ، و آن عبارت است از اماكنى كه ما بين نهر فرات و دجله واقع است كه عرب ، [ آن را ] « جزيره » گويد . « اشمال » « 27 » نام صاحب منصبى است كه در مقدمه ذكر آن معلوم نگرديد كه كيست ، و در تمام كتبى كه اين بنده را در هنگام [ اين ترجمه ] حاضر بود ، تفحّص به عمل آمد ، ذكرى از اين شخص به دست نيامد . مظنون چنانست كه در تحرير فرنگى ، سهوى واقع شده ، يا چندان معروفيتى در نزد مورخين نداشته است . تفصيل مأموريت « مانسى » به ايران از اين قرار است كه حضرت خاقان خلد آشيان ،
--> ( 20 ) . احتمالًا مونسى ( Mounsey ) مراد نويسنده است . ( 21 ) . معتدى - بيش از حد ( 22 ) . مسلوبه ( مؤنث مسلوب ) - ربوده شده ، سلب شده ( 23 ) . از آخرين راجههاى هندى معروف به پيتو سلطان . ( 24 ) . درياى مديترانه ( 25 ) . هم در متن اصلى لاتين و هم در ترجمهء حاجى محمد ميرزا طاهر ، جزيره « كانرى » آمده كه احتمالًا مراد بخشى از جزاير « قنارى » ، در قرن نوزدهم است . جزاير قنارى امروزه نيز داراى شهرت است . ( 26 ) . Mesoptamien ( 27 ) . Schmal